بلاگ معرفی کتاب شاهنامه

شاهنامه

3 هفته قبل 0
  1. ویژگی‌های هنری شاهنامه
    • تصویر سازی
    • موسیقی
  2. سرچشمه داستان‌های شاهنامه
  3. بخش‌های اصلی شاهنامه
    • دوره اساطیری
    • دوره پهلوانی
    • دوره تاریخی


شاهنامه نگاهبان راستین سنت‌های ملی و شناسنامه قوم ایرانی است. شاید بدون وجود این اثر بزرگ، بسیاری از عناصر مثبت فرهنگ ابا و اجدادی ما در طوفان حوادث تاریخی نابود می‌شد و اثری از آنها به جا نمی‌ماند. فردوسی شاعری معتقد و مومن به ولایت معصومین علیهم السلام بود و خود را بنده اهل بیت نبی و ستاینده خاک پای وصی می‌دانست و تاکید می‌کرد که:

گرت زین بدآید، گناه من است / چنین است و آیین و راه من است
بر این زادم و همبر این بگذرم / چنان دان که خاک بی حیدرم

فردوسی با خلق حماسه عظیم خود دو فرهنگ ایران و اسلام را به بهترین شکل ممکن درهم آمیخت. اهمیت شاهنامه تنها در جنبه ادبی و شاعرانه آن خلاصه نمی‌شود و پیش از آن که مجموعه‌ای از داستان‌های منظوم باشد، تبارنامه‌ای است که بیت بیت و حرف به حرف آن ریشه در اعماق آرزوها و خواسته‌های جمعی ملتی کهن دارد. ملتی که در همه ادوار تاریخی، نیکی و روشنایی را ستوده و با بدی و ظلمت در ستیز بوده است.

شاهنامه از حدود شصت هزار بیت تشکیل شده ودارای سه دوره اساطیری، پهلوانی و تاریخی است. شاهنامه روایت نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگجویان دایمی در هستی‌اند. جنگ کاوه و ضحاک ستمگر، کین خواهی منوچهر از سلم و تور، مرگ سیاوش با دسیسه سودابه و … همه حکایت از این نبرد ستیز دارد.

دیدگاه فردوسی و اندیشه حاکم بر شاهنامه همیشه پشتیبان خوبی‌ها در برابر ستم و تباهی است. ایران که سرزمین آزادگاه به شمار میرود، همواره مورد آزار و اذیت همسایگانش قرار می گیرد. زیبایی و شکوه ایران نیز آن رادر معرض رنج‌ها و سختی‌های گوناگون قرار می‌دهد و از این رو، پهلوانانش با تمام توان به دفاع ازهستی این کشور و ارزش‌های ژرف انسانی مردمانش بر می‌خیزند و در این راه جان خود را فدا می‌کنند. برخی از پهلوانان شاهنامه، نمونه‌ی متعالی انسان‌هایی هستند که عمرشان را به تمامی در اختیار همنوعان خود قرار داده‌اند، پهلوانانی همچون فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز و طوس از این دسته‌اند. شخصیت‌های دیگری نیز همچون، ضحاک و سلم و تور وجودشان آکنده از فتنه‌گری، بد خویی و تباهی است. آنها ماموران اهریمنند و قصد نابودی و تباهی در کار جهان را دارند.

جنگ رستم با اشکبوس در شاهنامه

قهرمانان شاهنامه ستیزی و همیشگی با مرگ دارند و این ستیز نه رویگردانی از مرگ است و نه پناه بردن به کنج پارسایی؛ بلکه پهلوان در رویارویی و درگیری با خطرهای بزرگ، به جنگ مرگ می‌رود و در حقیقت، زندگی را از آغوش مرگ دور می‌سازد. بیشتر داستان‌های شاهنامه، فانی بودن دنیا را به یاد خواننده میاورد و او را به بیداری و درس گرفتن از روزگار رهنمون می‌سازد. با وجود این آنجا که زمان بیان سخن عاشقانه می‌رسد، فردوسی به سادگی و با شکوه و زیبایی خاص خود، موضوع را می‌پروراند.

   تصویرسازی

تصویر سازی در شعر فردوسی جایگاه ویژه‌ای دارد. شاعر با تجسم رخدادها و ماجراها داستان در پیش چشم خواننده، او را همراه با خود به متن حوادث می‌برد؛ گویی خواننده داستان را بر پرده سینما به تماشا نشسته است. تصویر سازی و تخیل در اثر فردوسی چنان محکم و متناسب است که حتی بیشتر توصیف‌های طبیعی درباره طلوع، غروب، شب، روز و … در شعر او حالت و تصویری حماسی دارد و ظرافت و دقت حکیم طوس در چنین نکاتی، موجب هماهمگی جزئی ترین امور در شاهنامه با کلیت داستان‌ها شده است. چند بیت زیر در توصیف آفتاب آمده است:

چو خورشید از چرخ گردنده سر /  برآورد برسان زرین سپر
پدید آمد آن خنجر تابناک /  به کردار یاقوت شد روی خاک
چو زرین سپر برگرفت آفتاب /  سرجنگجویان برآمد زخواب

و این هم تصویری که شاعر از رسیدن شب دارد؛

چو خورشید تابنده شد
ناپدید/  شب تیره بر چرخ لشکر کشید.

موسیقی

 موسیقی از عناصر اصلی شعر فردوسی به شمار می‌رود. انتخاب وزن متقارب از هجاهای کوتاه است. موسیقی حماسی شاهنامه را چند برابر میکند. فردوسی علاوه بر استفاد از وزن عروضی مناسب، با به کارگیری قافیه‌های محکم و هم حروفی‌های پنهان و آشکار، انواع اجناس، سجع و دیگر صنایع لفظی، تاثیر موسیقیایی شهرخود را تا حد ممکن افزایش می‌دهد.

اغراق‌های استادانه، تشبیهات حسی و نمایش لحظه‌های طبیعت وزندگی، از دیگر ویژگی‌های مهم شعر فردوسی است.

برآمد زهر دو سپه بوق کوس / هوا نیلگون شد زمین آبنوس

چو برق درخشنده از تیره میخ / همی آتش افروخت از گرز درفش

هوا گشت سرخ و سبز و بنفش /  ز بس نیزه و گونه گونه درفش

از آواز دیوان وار تیره گرد /  زغریدن کوس و اسب نبرد

شکافیده کوه و زمین بر درید  /  بدان گونه پیکار کین کس ندید

چکاچک گرز آمد و تیغ و تیز /  ز خون یلان دشت گشت آبگیر

زمین شد به کردار دریای قیر /  همه موجش از خنجر و گرز و تیر

دهان داد پایان چو کشتی بر آب  /  سوی غرق دارند گفتی شتاب

زندگی نامه‌ی حکیم ابوالقاسم فردوسی را اینجا بخوانید

سرچشمه داستان‌های شاهنامه

نخستین کتاب نثر فارسی که به عنوان یک اثر مستقل عرضه شد، شاهنامه‌ای منصور بود. این کتاب چون به دستور «ابومنصور توسی» و با سرمایه اوفراهم آمد٬ به شاهنامه ابومنصوری مشهور است و جزء تاریخ گذشته ایران به شمار می‌رود. اصل این کتاب ازمیان رفته وتنها مقدمه آن که حدود پانزده صفحه می‌شود در برخی از نسخه‌های خطی شاهنامه موجود است. علاوه بر این یک شاهنامه منثور دیگر به نام «شاهنامه ابوالموید بلخی» نیز قبل از شاهنامه ابومنصوری تالیف شده است، اما چون به کلی از میان رفته نمیتوان درباره ان اظهار نظر کرد.

پس از این دوره درقرن چهارم، شاعری به نام «دقیقی» به نظم در آوردن داستانهای ملی ایران را آغاز کرد. وی به دستور نوح بن منصور سامانی ماموریت یافت تا شاهنامه ابو منصوری را -که به نثر بود- به نظم درآورد. دقیقی بیش از هزار بیت از شاهنامه را نسروده بود که کشته شد (حدود۳۶۷یا۳۶۹هجری قمری) و فردوسی استاد و همشهری دقیقی، کار ناتمام او را دنبال کرد. از این رو می‌توان شاهنامه دقیقی را سرچشمه اصلی فردوسی در سرودن شاهنامه دانست.

بخشهای اصلی شاهنامه

موضوع این شاهکار جاودان، تاریخ ایران قدیم، از آغاز تمدن نژاد ایرانی تا سرنگونی حکومت ساسانیانبه دست اعراب است که به سه دوره اساطیری، پهلوی و تاریخی تقسیم می‌شود.

دوره اساطیری

این دوره از عهد کیومرث تا ظهور فریدون ادامه دارد. در این عهد از پادشاهی مانند کیومرث، هوشنگ، تهمورث و جمشید سخن به میان می‌آید.تمدن ایران در این زمان به وجود آمد. کشف آتش، جدا کردن آهن از سنگ و رشتن و بافتن و کشاورزی کردن و امثال آن در این دوره صورت می‌گیرد. این عهد، بیشتر جنگ‌های داخلی است و جنگ با دیوان و سرکوب کردن آنها بزرگترین مکشل این عصر بوده است (برخی احتمال داده‌اند که منظور از دیوان، بومیان فلات ایران بوده‌اند که همواره با اریایی‌های مهاجم، جنگ و ستیز داشته‌اند).

در پایان این عهد، ضحاک، دشمن پاکی سمبل بدی به حکومت می‎نشیند. اما سرانجام، پس از هزار سال، فریدون به یاری کاوه آهنگر و با حمایت مردم، او را از میان می‌برد و دوره جدید آغاز می‌شود.

دوره پهلوانی

دوره پهلوانی یا حماسی از پادشاهی فریدون شروع می‌شود. ایرج، منوچهر، نوذر و گشتاسب، به ترتیب به تخت پادشاهی می‌نشینند.

جنگ میان ایران و توران اغاز می‌شود. پادشاهان کیانی مانند کیقباد، کیکاووس، کیخسرو و سپس لهراسب و گشتاسب روی کار می‌آیند.

سیاوش پسر کیکاووس، به دست افراسیاب کشته می‌شود و رستم به خونخواهی او به توران زمین می‌رود و انتقام خون سیاوش را از افراسیاب می‌گیرد. در زمان پادشاهی گشتاسب، زرتشت پیغمبر ایرانیان ظهور می‌کند و اسفندیار به دست رستم کشته می‌شود. پس از کشته شدن اسفندیار، رستم نیز به دست برادر خود «شفاد» از بین می‌رود و سیستان به دست «بهمن» پسر اسفندیار با خاک یکسان می‌گردد و با مرگ رستم، دوره پهلوانی نیز به پایان می‌رسد.

دوره تاریخی

این دوران با ظهور بهمن آغاز می‌شود و پس از بهمن، همای و سپس داراب و دارا پسر داراب به پادشاهی می‌رسند. در این زمان، اسکندر مقدونی به ایران حمله میکند و دارا یا همان داریوش سوم را می‌کشد و به جای او به تخت می‌نشیند. پس از اسکندر دوره پادشاهی اشکانیان در ابیاتی چند بیان می‌گردد و سپس ساسانیان روی کار می‌آید و آنگاه حمله عرب پیش آمده و با شکست ایرانیان شاهنامه به پایان می‌رسد.

از زمان دفن فردوسی آرامگاه او چندین بار ویران شد. در سال  ۱۳۰۲ قمری به دستور «میرزا عبد الوهاب خان شیرازی» والی خراسان محل آرامگاه را تعیین کردند و ساختمان اجری در آنجا ساختند. پس از تخریب تدریجی این ساختمان انجمن اثار ملی به اصرار رئیسش و نائب رئیسش «محمد علی فروغی» و «سید حسن تقی زاده» متولی تجدید آرامگاه فردوسی شد و با جمع آوری هزینه این کار از مردم (بدون استفاده از بودجه دولتی) که از سال ۱۳۱۳ افتتاح گردید. این آرامگاه به علت نشست، در سال ۱۳۴۳ دوباره تخریب و تا سال ۱۳۴۷ بازسازی شد.

نظرات

نظر خود را در مورد این مطلب به اشتراک بگذارید.

هیچ نظری برای این مطلب نوشته نشده، شما اولین نفر باشید.