بلاگ معرفی کتاب سمفونی مردگان

سمفونی مردگان

4 هفته قبل 0

سمفونی مردگان

به قلم عباس معروفی

۳۷۵ صفحه

انتشارات ققنوس

کتاب نثر روان و دلچسبی داره! توصیفاتی که نویسنده ب کار برده فوق العاده ان . انگار تک تک صحنه ها رو جلوی چشم هات میبینی درست مثل ی فیلم ! کلمات و گفتگوهای بین شخصیت ها واقعا زنده ان ! وقتی شروع می کنید ب خوندن تا تمومش نکنید ، نمی تونید کنارش بذارید ! داستان داره تو چندین دهه ی قبل اتفاق میفته اما شخصیت ها و اتفاق هایی که براشون رخ میده خیلی زیاد قابل درک هستن و این حس رو ب آدم میده که انگار همین حالا داره اتفاق میفته ! داستان خوب ِ ، واقعا خوب ِ . مسائلی که توش بیان میشه شاید خیلی از ما ها تجربه اشون کردیم و تجربه می کنیم و احتمالا بعدها خیلی های دیگه تجربه میکنن ! داستان زندگی انسانی عصیانگر ! ب دل میشینه !

بخش هایی از کتاب :

آدمیزاد باید بگوید آب، و بخورد. بگوید نفس، و بکشد. وگرنه مرده است.

مهار آیدین لحظه به لحظه از کف پدر بیرون می شد. سرکش و رام نشدنی. در زیرزمین حبسش می کردند، او در آن جا چنان سرگرم می شد که تا به سراغش نمی رفتند و اصرار نمی کردند بیرون نمی آمد. کتاب را ازبر می خواند و املا می نوشت. مدتی پول توجیبی اش را قطع کردند. در ماست بندی میدان سرچشمه مشغول شد. پاتیل شیر را هم می زد و روزی یک قران مزد می گرفت. پولش را کاغذ و کتاب می خرید، و پدر را بیشتر می چزاند. براش لباس نمی خریدند، با همان کهنه ها روزگارش را می گذراند. در بند هیچ چیز نبود و تنها به این فکر می کرد که از تخمه فروشی بیزار است، از تکرار زندگی پدر بدش می آید. از خیلی چیزها که بچه ها در چنین سال هایی از عمر دوست دارند، بدش می آمد.

تنهایی و غم غربت در جانش چنگ انداخت، غربتی که در میان شهر آشنا گریبانش را گرفته بود. چقدر انسان تنهاست. مثل پر کاه در هوای طوفانی.

نظرات

نظر خود را در مورد این مطلب به اشتراک بگذارید.

هیچ نظری برای این مطلب نوشته نشده، شما اولین نفر باشید.